شادی روح تازه گذشته و بقای عمرو عزت بازماندگان را از درگاه ایزد منان خواستاریم
ايلنا-سیدمحمد خاتمی ساعت 30/8 صبح امروز در میان استقبال دهها تن هموطنانمان وارد آبادان شد.
وی بعد از آن که با شعارهایی همچون "سلام بر خاتمی دورد بر موسوی"، "امیر کبیر ایران خوش آمدی به خوزستان" و "صلی علی محمد یار امام خوش آمد" مورد استقبال قرار گرفت به سمت بیت مرحوم آیت الله جمی امام جمعه فقید آبادان حرکت کرد.
رییس جمهور سابق کشورمان توسط بیت آیتالله جمی مورد استقبال قرار گرفت و حاضران در بیت به بیان خاطراتی از امام جمعه فقید آبادان پرداختند.
خاتمی نیز با ذکر فضایل وخاطراتي از امام جمعه آبادان، آیت الله جمی را مایع افتخار ایران و آبادان عنوان کرد.
بعد از قرائت فاتحه، وي بين خیل عظیمی از مردم که بدون اطلاع قبلی و تبلیغات به محل وی آیت الله جمی آمده بودند، حاضر شد و به ابراز احساسات آنان پاسخ داد.
حاضران در هنگام خروج خاتمی از بیت آیتالله جمی شعارهایی مختلفی در حمایت از او به مهندس میرحسین موسوی سر دادند.
رییس بنیاد اصلاحات سپس سخنان کوتاهی را در جمع آنها ایراد کرد.
وی درخصوص ويژگيهاي شهر آبادان گفت: وقتی از آبادان نام میبریم چند مساله به ذهن ما میآید که یکی از آنها آبادان قبل از انقلاب است و شهر آبادی که یکی از پررونقترین شهرهای ایران و دروازه ایران خارج از کشور بود و کانون تجارت، صنعت و به خصوص صنعت نفت بود.
رئيس دولت اصلاحات ادامه داد: نام آبادان در آن زمان همچون نام ایران بر همه دنیا شناخته شده بود.
خاتمی تصريح كرد: بعد از انقلاب آبادان مظهر مقاومت و پایمردی بود، کسانی که دارای زندگی خوب و نسبتا مرفهی هستند معمولا در عرصه مقاومت و مبارزه متحمل دشواریهای بیشتری میشوند ولی آبادان نشان داد در این عرصه هم سرافراز است.
وی افزود: محاصره طولانی مدت آبادان به همت زن و مرد آبادانی و سپس شکست حصر آبادان آغاز سلسله موفقیتها و پیروزی ملت در دفاع مقدس بود.
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به ویرانیهای تحمیل شده به آبادان در طول 8 سال دفاع مقدس گفت: زن و مرد آبادانی با عزت و عظمت در آن سالها در آبادان ماندن مقاومت کردند و جنگیدند.
وی در بیان نکته سومی که با شنیدن نام آبادان به ذهن میآید، گفت: انسان با شنیدن نام آبادان به یاد یک انسان ممتاز یک انسانی که از خود هیچ نمیخواست ودر نهایت تواضع وایمان به مقاومت پرداخت و مظهر مقاومت مردم آبادان شد، آیت الله جمی یک مرد در قامت یک ملت و یک امت بود.
خاتمی تاكيد كرد: چه افتخاری بالاتر از این که مظهر ایمان، آرمان، استواری و فداکاری آبادان شخصیتی مثل آیت الله جمی باشد. ایشان بزرگترین افتخارش این بود که مظهر مقاومت شما بود.
رئیس جمهور سابقمان در بخشی دیگری از سخنانش با اشاره به وضعیت آبادان بعد از جنگ تحمیلی اظهارداشت: آبادان پیشرفته در اثر جنگ دچار مشکلات فراوانی شد و ماهم توقع نداریم که این مشکلات یکساله يا دو ساله حل شود و بازگشت آبادان به عظمت خود زمان میبرد. در سالهای گذشته و چه اکنون از بالاترین تا پایینترین مسوولان دلشان میخواسته که آبادان دوباره کاملا آباد شود.
در این لحظه برخی مردم شعاري عليه اقدامات دولت نهم سر دادند که خاتمی بلافاصله گفت: خواهش میکنم این شعار را سر ندهید. همه زحمت کشیدهاند.
یکی از حاضران با اشاره به حضور دوربین صداوسیما در مراسم گفت: که آقای خاتمی این قسمت از صحبتهای شما امشب از 30/20 پخش میشود.
رییس دولت اصلاحات سپس به موضوع انتخابات اشاره کرد و گفت: انتخاب حق شماست و البته نمیخواهم در رابطه با رویههای موجود که برخلاف آن چیزی است که امام و انقلاب میخواست و جریانی با استفاده از این روندها از امتیاز بیشتری برخوردار است صحبت کنم، اما میخواهم تاکید کنم که حضور چمشگیر شما در روز انتخابات میتواند جلوی این مسایل را بگیرد همانگونهای که در دوم خرداد همه ارادهها در این بود که جریان دیگری پیروز شود.
وی سپس گفت: خواهر و برادر آبادانی وظیفه مهم ما حضور در پای صندوق رای است تا وضعیتی پیش آید که متناسبتر با شان ایران و آبادان باشد.
رییس بنیاد باران به جمله یا من میآیم یا مهندس موسوی که از سوی وی در دی ماه گذشته بیان شد اشاره کرد و گفت: خوشبختانه امروز آقای موسوی که فردی علاقمند به آزادی پیشرفت و عدالت است در صحنه است و انشاء الله همه ما و شما به آقای مهندس میرحسین موسوی رای خواهیم داد.
وی همچنین یاد و خاطره آیت الله بهشتی را گرامي داشت.
در پایان یکی از حاضران با اشاره به اضافه شدن ناگهانی صندوقهای سیار این مساله را نگران کننده خواند که خاتمی پاسخ داد: اگر موج آمدن مردم در روز انتخابات شکل بگیرد هیچ سازوکاری نمیتواند رای مردم را عوض کند.
سید محمد خاتمی ساعت 30/8 صبح امروز در میان استقبال دهها تن هموطنانمان وارد آبادان شد. وی بعد از آن که با شعارهایی همچون "سلام بر خاتمی، دورد بر موسوی"؛ "امیرکبیر ایران، خوش آمدی خوزستان" و "صلی علی محمد، یار امام خوش آمد"، مورد استقبال قرار گرفت به سمت بیت مرحوم آیت الله جمی ـ امام جمعه فقید آبادان ـ حرکت کرد.
رییسجمهور پیشین کشورمان توسط بیت آیتالله جمی مورد استقبال قرار گرفت و حاضران در بیت به بیان خاطراتی از امام جمعه فقید آبادان پرداختند. خاتمی نیز با ذکر فضایل و خاطراتی از امام جمعه آبادان آیتالله جمی را مایع افتخار ایران و آبادان عنوان کرد. بعد از قرائت فاتحه خاتمی در میان خیل عظیمی از مردم که بدون اطلاع قبلی و تبلیغات به این محل آمده بودند حاضر شد و به ابراز احساسات آنان پاسخ داد.
حاضران در هنگام خروج خاتمی از بیت آیتالله جمی شعارهایی مختلفی در حمایت از او و مهندس میرحسین موسوی سر دادند.
رییس بنیاد باران سپس سخنان کوتاهی را در جمع حاضران ایراد کرد.
وی درباره ویژگیهای شهر آبادان گفت: «وقتی از آبادان نام میبریم چند مساله به ذهن ما میرسد که یکی از آنها آبادان قبل از انقلاب است و شهر آبادی که یکی از پررونقترین شهرهای ایران و دروازه ایران به خارج از کشور بود و کانون تجارت، صنعت و به خصوص صنعت نفت بود».
رییس دولت اصلاحات ادامه داد: «نام آبادان در آن زمان همچون نام ایران بر همه دنیا شناخته شده بود».
خاتمی تصریح کرد: «بعد از انقلاب آبادان مظهر مقاومت و پایمردی بود، کسانی که دارای زندگی خوب و نسبتا مرفعی هستند معمولا در عرصه مقاومت و مبارزه متحمل دشواریهای بیشتری میشوند ولی آبادان نشان داد در این عرصه هم سرافراز است».
او افزود: «محاصره طولانی مدت آبادان به همت زن و مرد آبادانی و سپس شکست حرف آبادان آغاز سلسله موفقیت ها و پیروزی ملت در دفاع مقدس بود».
رییسجمهور پیشین کشورمان با اشاره به ویرانیهای تحمیل شده به آبادان در طول 8 سال دفاع مقدس گفت: «زن و مرد آبادانی با عزت و عظمت در آن سالها در آبادان ماندن مقاومت کردن و جنگیدند».
وی در بیان نکته
خاتمی تاکید کرد: «چه افتخاری بالاتر از این که مظهر ایمان، آرمان، استواری و فداکاری آبادان شخصیتی مثل آیت الله جمی باشد. ایشان بزرگترین افتخارش این بود که مظهر مقاومت شما بود».
رییسجمهور پیشین کشورمان در بخشی دیگری از سخنانش با اشاره به وضعیت آبادان بعد از جنگ تحمیلی اظهار کرد: «آبادان پیشرفته در اثر جنگ دچار مشکلات فراوانی شد و ما هم توقع نداریم که این مشکلات یکساله دو ساله حل شود و با بازگشت آبادان به عظمت خود زمان میبرد، چه در سالهای گذشته و چه اکنون از بالاترین تا پایینترین مسوولان دلشان میخواسته که آبادان دوباره کاملا آباد شود».
او ادامه داد: «نمیخواهم به تلخیها اشاره کنم که در سالهای گذشته چه کارهایی انجام شد و امروز آن کارها دچار کندی شده است».
در این لحظه برخی مردم شعاری علیه اقدامات دولت نهم سر دادند که خاتمی بلافاصله گفت: «خواهش میکنم این شعار را سر ندهید. همه زحمت کشیدهاند». یکی از حاضران با اشاره به حضور دوربین صداوسیما در مراسم گفت که آقای خاتمی این قسمت از صحبتهای شما امشب از 30/20 پخش میشود.
رییس دولت اصلاحات سپس به موضوع انتخابات اشاره کرد و گفت: «انتخاب حق شماست و البته نمیخواهم در رابطه با رویههای موجود که برخلاف آن چیزی است که امام (ره) و انقلاب میخواست و جریانی با استفاده از این روندها از امتیاز بیشتری برخوردار است صحبت کنم اما میخواهم تاکید کنم که حضور چمشگیر شما در روز انتخابات میتواند جلوی این مسایل را بگیرد، همانگونهای که در دوم خرداد همه ارادهها در این بود که جریان دیگری پیروز شود».
وی سپس گفت: «خواهر و برادر آبادانی وظیفه مهم ما حضور در پای صندوق رای است تا وضعیتی پیش آید که متناسبتر با شان ایران و آبادان باشد».
رییس بنیاد باران به جمله "یا من میآیم یا مهندس موسوی" که از سوی وی در دیماه گذشته بیان شد اشاره کرد و گفت: «خوشبختانه امروز آقای موسوی که فردی علاقمند به آزادی، پیشرفت و عدالت است در صحنه است و انشاءالله همه ما و شما به آقای مهندس میرحسین موسوی رای خواهیم داد».
او همچنین یاد و خاطره آیت الله بهشتی را گرامب داشت.
در پایان یکی از حاضران با اشاره به اضافه شدن ناگهانی صندوقهای سیار این مساله را نگران کننده خواند که خاتمی پاسخ داد: «اگر موج آمدن مردم در روز انتخابات شکل بگیرد، هیچ سازوکاری نمیتواند رای مردم را عوض کند».
زادة تنگستان بود، سرزمين مرداني چون باقرخان تنگستاني، رييس علي دلواري، زائرخان اهرمي و... . از همان دوران نوجواني و جواني ذهن كنجكاوي داشت؛ ديدن فقر و بيسوادي مردم، ظلم حاكمان محلي و توهين به اعتقادات و سنتهاي مذهبي، سؤالات بسياري را در ذهن او پديد آورده بود. دوران دبستان را به دليل فقر اقتصادي خانواده به سختي گذراند و به علت نبود مدارس سطح بالاتر، از ادامه تحصيل باز ماند. مراودة خانوادگي با روحاني نجف رفتهاي كه در همسايگي آنان سكني داشت و نيز علاقه پدر، او را به سوي دروس حوزوي و ديني سوق داد. بخشي از مقدمات را در زادگاهش، اهرم، فراگرفت و در برازجان و بوشهر دنبال كرد. با افزايش سطح آگاهيها، علاقهمندي به مسائل سياسي- اجتماعي بيشتر ميشد. با آغاز جنگ جهاني دوم، مشتاقانه پيگير خبرهاي جنگ بود و با تهيه روزنامه در جريان وقايع آن روزگار قرار ميگرفت. رويدادي در زندگي، او را ناگزير از مهاجرت به آبادان كرد و پس از يكي دو سال اقامت در آن شهر، اشتياق به ادامه تحصيلات حوزوي، او را راهي نجف كرد و در حوزة علميه آن شهر مقدس، مجدانه به فراگيري دروس پرداخت، عليرغم اشتياق فراوان به ادامه تحصيل در حوزة كهن نجف و در كنار مرقد موليالموحدين علي (ع)، به علت بيماري ناگزير از ترك اين شهر شد و ديگر بار در آبادان رحل اقامت افكند تا تحصيلات خود را نزد استادان مبرز آن زمان ادامه دهد و در كنار آن به تبليغ دين و ارشاد مردم بپردازد. فراز و فرودهاي سياسي آن روزگار، همچون ظهور فدائيان اسلام و فرجام تلخ آن و نيز سقوط دولت دكتر محمد مصدق، حس مبارزه با ظلم و اختناق را در او تقويت كرد. آغاز حركت اعتراضآميز امام خميني (ره) و به دنبال آن قيام 15 خرداد سال 42 و پس از آن تبعيد ايشان از كشور، مرحله نويني در مسير زندگي سياسي آيتالله جمي گشود. وي امام را فقيهي آگاه به زمان خويش و عالمي ظلمستيز يافته بود و پاسخ سؤالاتي را كه از سالهاي جواني بر ذهنش نشسته بود، در انديشه و كلام او جستجو ميكرد و معتقد بود كه آينده دين و كشور در گرو ادامه مبارزه به رهبري آن فرزانه روزگار است. اين چنين بود كه به عنوان روحاني مسئوليتشناس در خدمت نهضت قرار گرفت. جلسات هفتگي روحانيون و ائمة جماعات با همت و تدبير او و همراهي ديگر روحانيون، همه از بارزترين وجوه اين مسئوليتشناسي بود. هدف از برگزاري اين جلسات كه به صورت هفتگي در يكي از مساجد شهر و با حضور مردم برگزار ميشد، تبليغ اسلام مبارز و تبيين و ترويج انديشة سياسي ديني امام و استمرار نهضت بود. سخنران اين جلسات به طور معمول جمي بود، البته گاهي اوقات برخي روحانيون قم و تهران نيز در اين جلسات سخنراني ميكردند. در آن سالها آبادان كانون ارتباط انقلابيون مسلمان بويژه روحانيون با نجف بود و جمي نيز سهم عمدهاي در اين ارتباط داشت. استفاده از منبر براي نشر فرهنگ مبارزه، دريافت پيامهاي امام و ارسال آن براي شخصيتها و كانونهاي انقلابي و توزيع رساله ايشان و تلاش براي تربيت نسلي آگاه و مومن، از ديگر وجوه مبارزه او عليه رژيم پهلوي بود. فعاليتهاي جمي در آن سالها البته از چشم ماموران امنيتي رژيم پنهان نبود، اما به دليل موقعيت مرزي و حساسيتهاي خاص اين شهر صنعتي، رژيم سعي داشت براي پيشگيري از بروز هر گونه تنش و بحران كه آرامش شهر را بر هم ميزد، از برخوردهاي سخت و خشن كمتر استفاده كند. به همين دليل گاه به صرف تذكر و تهديد بسنده ميكرد.
جمي در سال 49 براي اولين بار و آخرين بار به سفر حج مشرف شد و در همين سفر نيز به توزيع پيام امام در خصوص صهيونيسم و خطر نفوذ اسرائيل در كشورهاي اسلامي مبادرت ورزيد.
با اوجگيري نهضت اسلامي مردم، نقش محوري ساماندهي و هدايت مبارزات در آبادان بر عهدة جمي قرار گرفت. او همه توان و اعتبار خود را در راه تحقق آرمانهاي ديني و انقلابي ملت مسلمان به خدمت گرفت. با ايراد سخنراني در تجمعات و راهپيماييها به تبيين اهداف انقلاب و افشاي وابستگيها و جنايتهاي رژيم در حق ملت پرداخت. او كانون هماهنگي ميان نيروهاي انقلاب، بازاريان، فرهنگيان، دانشجويان، كاركنان ادارات و... بود. مهمترين رويداد در زمستان 57، اعتصاب كاركنان پالايشگاه آبادان بود كه با همت گروهي از كاركنان متدين و انقلابي آغاز شد و به تدريج همه مناطق نفتخيز جنوب و سرانجام ديگر پالايشگاههاي كشور را فراگرفت و با قطع صادرات نفت ضربة سختي بر پيكر رژيم وارد آورد. اين اعتصاب عليرغم تهديدهاي رژيم و البته با سختيها و جانفشانيهاي بسيار تا سقوط رژيم شاه استمرار يافت. نقش حمايتي و هدايت جمي در اين اعتصاب و برقراري ارتباط ميان كانون آن و رهبران انقلاب، عاملي اساسي در استمرار و كارآمدي اعتصاب بود. البته فعاليتهاي جمي براي حكومت نظامي قابل تحمل نبود و پس از چندين بار تذكر و تهديد، بالأخره مقابل درب مسجد او را دستگير و مورد شكنجه قرار دادند تا بلكه او را از مبارزه بازدارند، اما با پيگيريها و تهديدهاي نيروهاي انقلاب مبني بر گسترش اعتراضهاي مردمي، حاكمان نظامي ناگزير او را آزاد كردند. به فاصلة كوتاهي از آزادي، به دليل فشارها و تهديدها و نيز خطرهايي كه متوجه او بود، ناگزير شد تا مخفيانه از شهر خارج شود و مدتي را در قم و زماني را هم در تهران، در منزل استاد شهيد مطهري اقامت گزيند. در اين مدت فرصتي يافت تا از مركزيت انقلاب در جريان روند تحولات قرار بگيرد، از جمله به همراه روحانيون پيشگام در تحصن مشهور مسجد دانشگاه تهران شركت كرد و نيز موفق به حضور در مراسم استقبال از رهبر انقلاب، در فرودگاه مهرآباد شد.
آيتالله جمي با پيروزي انقلاب خود ر ا به آبادان رساند و اين بار براي سامان دادن به اوضاع آشفته ناشي از سقوط رژيم و بيتجربگي نيروهاي انقلاب در مديريت اوضاع، همت گمارد و به همراه تني چند از ياران و روحانيوني كه از قم و تهران به ياري وي شتافته بودند، ستادي براي هماهنگي امور و مديريت ادارات و سازمانها، بويژه وضعيت امنيت شهر تشكيل داد. بافت فرهنگي- اجتماعي اين شهر مرزي و حضور نيروها و گروههاي مختلف سياسي، اوضاع خطير و حساسي را پديد آورده بود، اما با تلاشها و جانفشانيهاي جمي و يارانش در مدت دو الي سه هفته اوضاع ساماني نسبي يافت و زمينة فعاليت دوباره ادارات و سازمانهاي دولتي و خدمات رساني به مردم فراهم شد و شرايط امنيتي نيز با همت و هوشمندي نيروهاي انقلاب با كمترين هزينه و خسارت، تحت كنترل و مديريت درآمد.
با توصيه امام خميني (ره) در نمازجمعه كه در محل دانشكده نفت برگزار ميشد كه تا پيش از پيروزي يكي از كانونهاي تجمع مردم و فعاليتهاي انقلابي بود، در انسجام بيشتر و تحكيم صفوف و همدلي مردم با انقلاب تأثير عمدهاي داشت؛ اينك جمي فرصت يافته بود تا بيشتر به نقش معنوي و روحاني خود بپردازد و البته اين به معناي فاصله گرفتن از مسائل سياسي، اجتماعي و مشكلات مردم نبود.
با شروع جنگ تحميلي و تجاوز نيروهاي ارتش بعثي به ميهن، مرحلة ديگري از تاريخ پر فراز و نشيب ملت آغاز شد. زماني كه فضاي سنگيني از آتش و خون برپا شد و مردم شهر، گروه گروه ناگزير از ترك خانه و كاشانة خود، راهي ديار غربت شدند، او نميتوانست در اين اوضاع بحراني و پرخطر شهر را ترك كند، گرچه بهانه براي هجرت كم نبود. اما او بايد ميماند و ماند تا در كنار مسئولان و اندك نيروهاي رزمي و معدود مردمان باقيمانده، از حيثيت و شرف يك ملت دفاع كند. او نقطه اميد نيروهاي مدافع شهر بود. حضور او در آبادان در سالهاي جنگ، بويژه در يكسال محاصره شهر، حضوري تأثيرگذار و سرنوشتساز بود. با محوريت او بود كه به سرعت ستادهاي گوناگون براي تمشيت امور تشكيل شد و با تلاش قهرمانانه نيروهاي مدافع شهر، عليرغم همه كمبودها، امكان مقاومتي طولاني فراهم شد. نمازهاي جمعه در تمام ايام محاصره شهر و پخش خطبههاي او از راديو آبادان و ديگر پيامهاي راديويي او، نه تنها عامل تقويت روحي مسئولان و نيروهاي دفاعي بود، كه دلهاي بسياري را از وراي حصار دشمن به آنجا ميكشاند. برپايي نمازجمعه و پخش راديويي آن به معناي زنده بودن شهر و نماد مقاومت بود. جمي به طور مستمر به ستادهاي مديريتي شهر ميرفت و براي حل مشكلات آنها تلاش ميكرد و با حضور در جمع كاركنان ادارات و سازمانها، انگيزه مقاومت را در آنان تقويت ميكرد. به بيمارستانها ميرفت و ضمن ديدار با پزشكان و پرستاران كه عموماً داوطلبانه خدمت ميكردند، از مجروحان عيادت ميكرد. او پيكر شهيدان مظلوم شهر را تشييع ميكرد، از مردم باقيمانده در شهر خبر ميگرفت و سعي داشت نمازهاي روزانه را به جماعت برگزار كند. خطبة عقد جوانان شهر را جاري ميساخت و بدينسان حس زندگي را به آنان هديه ميكرد. كار مهم ديگر او ارتباط با فرماندهان عملياتي و حضور در اتاق جنگ و اطلاع از آخرين وضعيت جبههها بود و گاهي نيز گزارشي از اوضاع شهر و شرايط جنگي از طريق تلفن براي امام امت، ارسال ميكرد.
سرانجام پيگيريهاي او، مسئولان و نمايندگان شهر در مجلس و برخي از فرماندهان جنگ نتيجه داد و طي عملياتي معجزهآسا، محاصرة شهر شكسته شد و مهاجمان بعثي نيز در هم شكستند. شهر، اما همچنان در معرض آتشبازيهاي دشمن باقي ماند. با شكست حصر آبادان، امكان رفت و آمد محدود مردم فراهم شد و گروههايي از مسئولان، روحانيون، دانشجويان و دانشآموزان و ديگر اقشار مردم، هر هفته براي ديدار از جبهههاي جنوب به اين خطه ميآمدند و معمولاًَ روزهاي جمعه در حالي كه غرش توپهاي دشمن و صفير گلوله به گوش ميرسيد و گاه نقاطي از شهر توسط هواپيماهاي عراقي بمباران ميشد، ميهمان نمازجمعه شهر بودند. در سالهاي پس از شكست حصر، نماز جمعه آبادان صحنههاي زيبايي از پيوند جبهههاي جنگ و دفاع با آحاد جامعه را به نمايش ميگذاشت.
پايان جنگ نيز براي جمي پايان سختيها نبود. شهري كه طي 8 سال به طور مداوم زير آتش خمپاره و توپ و بمبارانهاي هوايي دشمن قرار داشت، اينك با تني خسته و مجروح و با كمترين امكانات، آغوش خود را بر روي دهها هزار مهاجر جنگ، كه با كولهباري از درد و رنج آوارگي به ديار خود بازميگشتند، گشوده بود. در اين شرايط نيز، جمي بود كه با وجود همه كاستيها و سختيهاي دوره بازسازي، كه البته تجربه جديدي محسوب ميشد، در شهر ماند تا با كمك به مسئولان در حد توان خويش از مردم گرهگشايي كند يا دستكم مرهمي بر دلهاي پر درد آنها باشد.
مشاهده رنج و اندوه مردم و برخي سختيها و ضعفها در بازسازي ويرانيهاي شهر و ضعف امكانات خدماتي، براي او كه ديگر تاب و توان سالهاي جنگ را نداشت، سخت و طاقتفرسا بود؛ ضمن آنكه كهولت سن نيز زمينة بروز مشكلات جسمي او را فراهم كرده و پيكر او را فرسوده بود. در همين وضعيت جسماني نيز چون سالهاي انقلاب و دوران جنگ و دفاع مقدس، همچنان شمع محفل ياران بود و مردم قدرشناس شهر هيچگاه تنهايش نگذاشتند.
سرانجام آيتالله حاج شيخ غلامحسين جمي، نمايندة امام و اولين امام جمعه آبادان و نمايندة اول مردم خوزستان در اولين دوره مجلس خبرگان، در شامگاه شنبه هفتم ديماه امسال از دنياي فاني پر كشيد تا در ملكوت اعلي، همنشين شهيدان و صالحان باشد.
او نماد دينداري، اخلاق و مسئوليتشناسي بود و در همه سالهاي زندگي ساده زيست، مردمي ماند و دل در گرو دنيا ننهاد. يادش جاودانه باد!
