
به گزارش خبرنگار ایلنا در آبادان، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه از سه شرط برای ادامه وحدت نام برد و افزود: اولین شرط، پایبندی به رهبری است. چرا که رهبری میراث امام خمینی(ره) است. شرط دوم حفظ ارزشهاست. باید ارزشها حفظ شود. البته در راه حفظ ارزشها، باید صداقت داشته و تحمل یکدیگر را داشته باشیم. شرط سوم، تعهد به قانون اساسی است. یعنی هم دولتمردان و هم فعالان سیاسی، باید به قانون تمکین کنند تا مسایل حل و فصل شود.
رضایی در بخشی از سخنان خود، خوزستان را مظلوم خواند و با بیان اینکه بعضی از شهرهای این استان مظلومتر هم واقع شدهاند، مقاومت مردم آبادان در جنگ را اسطوره نامید و گفت: اگر یک مورد از این مقاومتها - مثل مقاومت مردم در کوه ذوالفقاری- در غرب بود، برای آن سریالها درست میکردند. ما از حرکتهای فرهنگی دم میزنیم، در حالی که این حقایق پیشروی ماست و خودمان به آن توجه نمیکنیم.
وی با اشاره به اینکه در آبادان فقط یکصد و هفتاد شهید گمنام وجود دارد، ادامه داد: اگر آثار انقلاب و جنگ بازسازی شود، مطمئنا سالی یک میلیون نفر توریست به این شهر سفر خواهند کرد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، از اعتصاب بزرگ شرکت نفت در سال 57 به عنوان یکی از پایههای اصلی انقلاب یاد کرد و گفت: شاید اگر آیتالله جمی نبود و اعتصاب شرکت نفت هم انجام نمیشد، انقلاب نمیتوانست به این سرعت پیروز شود.
وی بات بیان اینکه آیت الله جمعی در قلب مردم آبادان زنده است، تصریح کرد: یکی از ویژگیهای بارز ایشان وحدت بوده است. مردم از طریق ایشان به خدا وصل میشدند.
رضایی با اشاره به دلآزردگی مردم به خاطر پاره شدن عکس امام (ره) ادامه داد: این مساله به خاطر مردهپرستی نیست، بلکه به خاطر شخصیت والای چهرههایی چون امام و آیتالله جمی است که مردم از طریق آنها به خدا پیوسته میشدند.

حجتالاسلام جعفر علویکیا امروز در گفتگو با خبرنگار فارس ضمن تسلیت بهمناسبت فرا رسیدن نخستین سالگرد ارتحال آیتالله جمی اظهارداشت: روحانیت معاصر، وامدار تلاش یکهزار ساله حوزههای شیعی و روحانیون اعصار گذشته است.
وی خاطرنشان کرد: دوران دفاع مقدس، در حفظ و اعتلای نظام مقدس اسلامی و پاسداری از مرزهای عزت و شرف ایران، چون نگینی بر تارک تاریخ حماسه پای مردی جهان میدرخشد.
مسئول نهاد نمایندگی ولیفقیه در دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر افزود: در دوران هشت سال دفاع مقدس حضور همه جانبه و گسترده بخشهای مختلف روحانیت در عرصههای جنگ و جهاد، کارنامه درخشان مبارزات این نهاد دینی را کامل کرد.
وی ادامه داد: اگر چه انقلاب اسلامی، انقلابی به تمام معنا مردمی بود، ولی نقش روحانیت در حفظ سلامت فکری و انقلابی رزمندگان بسیار حائز اهمیت بود.
علویکیا تصریح کرد: روحانیت به عنوان پرچمدار حرکتهای انقلابی، بیشترین نقش را در حضور مردم در صحنههای مبارزه ایفا کرده است.
وی در ادامه گفت: تشویق مردم به حضور در میدانهای نبرد و ایجاد روحیه استقامت و مقاومت در مصیبتها و مشکلاتِ ناشی از جنگ و دادن امید و اطمینان به تحقق وعدههای الهی، در زمره نقش روحانیت در حماسه دفاع مقدس است.
مسئول نهاد نمایندگی ولیفقیه در دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر اضافه کرد: آیتالله غلامحسین جمی یکی از چهرههایی بود که نقش بسیار مؤثری را در جبهههای جنگ ایفا کرد و رزمندگان اسلام وقتی روحانیون را پا به پای خود در جبههها میدیدند، روحیه استقامت و پایداری خود را افزایش میدادند.
وی اظهارداشت: زمانی که برای نخستین بار حضرت آیتالله جمی را ملاقات کردم، یک دانشآموز اول راهنمایی بودم که از آن روز خاطرهای تأثیرگذار در ذهنم ماند.
علویکیا خاطرنشان کرد: برای یک اردوی فرهنگی، تربیتی به همدان رفته بودیم که در مسیر برگشت برای صرف غذا در لرستان توقف کردیم در همان حین به ما گفتند که آیتالله جمی نیز اینجا حضور دارد.
وی افزود: شعف تمام وجودم را فرا گرفت از روی حس کنجکاوی میخواستم ایشان را ملاقات کنم و ببینم که کسی که در جامعه مقام و منصب دارد، چگونه رفتار میکند.
مسئول نهاد نمایندگی ولیفقیه در دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر ادامه داد: گروه سرود تیم اردویی ما برای اجرای سرود در محضر آیتالله جمی آماده شده بودند که من خودم را زودتر از آنها به محضر وی رساندم.
وی تصریح کرد: ناگهان با صحنهای مواجه شدم که مرا به تأمل وا داشت و آن این بود که ایشان روی زیراندازی ساده همراه با دو پاسدار خود نشسته بود و مشغول خوردن نان بههمراه سیب بود.
علویکیا در ادامه گفت: آن زمان غذای تیم اردویی ما کباب بود و من با خود فکر میکردم، چنین مقام بزرگی قطعاً بر سر سفرهای مجلل نشسته است.
وی اضافه کرد: این خاطره در ذهن من اسطورهای از منش و سلوک حضرت آیتالله جمی شد، البته توفیق حضور در تشییع پیکر پاک آن همام را داشتم و به روشنی دیدم مردم شهیدپرور آبادان از پیر و جوان، زن و مرد در این آیین شرکت کرده و برای از دست دادن آن عالم ربانی سوگواری میکنند.
شهید محمدجواد تندگویان چندین بار باوجود وضعیت خطرناک منطقه خوزستان به این شهرسفرکرده بود تا شرایط آن منطقه را بررسی کند اما درآخرین سفرخود درتاریخ 12/8/59 توسط نیروهای مزدورعراقی ربوده می شود.
آنچه درپی می آید مروری است بر ماجرای ربوده شدن وزیرنفت دولت شهیدرجائی توسط نیروهای عراقی با نگاهی به رسانههای داخلی و خارجی آبانماه سال 1359

خبرگزاری پارس ازربوده شدن وزیرنفت خبرمی دهد:« خبرگزاری پارس ؛ محمدجوادتندگویان وزیرنفت وبوشهری معاون وی ،یحیوی سرپرست مناطق نفتی جنوب ودوکارمند وزارتخانه که روزجمعه به منظوربازدیدازتاسیسات شرکت نفت ورسیدگی به وضع کارکنان فداکارصنعت نفت به خوزستان سفر کرده بودند درنزدیکی آبادان ازسوی متجاوزین مزدورعراقی ربوده شده وبه خاک عراق منتقل شدند.این سومین باری بود که وزیر نفت پس ازجنگ تحمیلی عراق با ایران به خوزستان سفر می کرد ودرمناطق نفتی دربین کارکنان این صنعت حاضر می شد.»
این گزارش به مقایسه مسئولین نظام جمهوری اسلامی وحکام غاصب بعثی عراق برآمده وعنوان می شود که درجمهوری اسلامی ایران هیچگونه تفاوتی بین مردم ومقامات مملکتی وجود نداردچنانکه شهیدتندگویان وهمراهان وی میدان کار وپالایشگاه را یکی می داند ودرمنطقی که زیرآتش دشمن است حاضر می شود.ودرادامه مسئولین بعث عراق رابه دلیل عدم شجاعتشان برای خروج از کاخهای خود موردخطاب قرارمی دهد:
«...فقط ازدیدگاه طاغوتیان بغداد این آدم ربایی می تواند مهم تلقی شود چراکه حکام غاصبش جرات خروج ازکاخهای خودرا ندارند واز حضور درمیان ملت مسلمان عراق هراس دارند...»
شهید رجایی نخست وزیروقت جمهوری اسلامی ایران با ارسال اطلاعیه ای ازربوده شدن محمدجوادتندگویان،بهروزبوشهری معاون وزارتخانه ،محسن یحیوی سرپرست مناطق نفتی جنوب وسه کارمند این وزارتخانه به نامهای احمد بخشی پور،عباس روح نواز وعلی اصغر اسماعیلی خبرداده وبه عراق ومجامع بین المللی نسبت به حفظ سلامتی وزیرنفت وهمراهانش هشدارمی دهد،دربخشی ازاین اطلاعیه آمده:
«...دولت خدمتگذارافتخاردارد که مسئولیتش درکنارمردم وبخاطرپاسداری ازانقلاب شکوهمندشان نتنها اسیرشده بلکه جان خودش را دراین راه فداکند.ولی درعین حال فرصت مغتنم شمرده وبه دولت عراق وکلیه مجامع بین المللی درمورد حفظ جان وسلامتی اسرای ایرانی هشدارداده وخواهان آزادی فوری کلیه اسرای غیرنظامی است»

درتاریخ 13/8/59 رادیو بغداد،به نقل ازمقامات عراق شهیدتندگویان وهمراهان وی را اسرای نظامی دانسته وازاینکه عراق درصدد تبادل اسرای جنگی عراقی با وزیرنفت است،خبرمی دهد.همچنین این رادیوبا قرائت متنی، کاملا وابستگی رژیم عراق را به ابرقدرتهای شرقی وغربی نشان می دهد وخطاب به مسئولان ایرانی که به عراق نسبت به تخلف ازحقوق بین المللی هشدارداده بودندیادآوردست گیری 52جاسوس آمریکایی می شودوکاملاً مشخص است که به تلافی با گروگان گیری جاسوسان آمریکایی برآمده است:«... دولت عراق تندگویان وهمراهانش را اسرای جنگی می داند ....ودرخواست آزادی تندگویان ونیزعنوان تخلف از حقوق بین المللی ازسوی ایران یعنی کشوری صورت می گیرد که به مدت یک سال است که 52 آمریکایی را درکشورش به عنوان گروگان نگهداری می کند...»
درتاریخ 17/8/59 خبرگزاریهای بین المللی وروزنامه الجمهوریه عراق ازوخامت حال وزیرنفت ایران خبرمی دهدوادعا می کند که تندگویان درمناطق جنگی زخمی شده وبه دلیل خونریزی شدید وضعیت جسمانی مناسبی ندارد.این ادعادرحالی است که دولت عراق پس ازچندروزاززخمی شدن شهید تندگویان به هنگام دستگیری خبر می دهد که قبلاًتلویزیونهای دنیا وتلویزیون فرانسه فیلم تهیه شده بغدادرا که درآن تندگویان کاملاً سالم بوده نشان داده است .براساس همین خبردولت وقت جمهوری اسلامی ایران طی اطلاعیه ای این سخنان را دروغ بافیهای رژیم بعث دانسته ومی گوید:«...بنابراین ازنظردولت جمهوری اسلامی ایران کاملاًروشن است رژیم بغداد وزیر نفت ایران را درزیرشکنجه تا سرحدی آزارداده که اینک جانش درخطرقرارگرفته است .بطوریکه بعثی ها ی بغدادناگزیربه دروغ بافی دیگری شده واعلام کرده اند،وی را زخمی دستگیر کرده اند.دولت جمهوری اسلامی ایران ،مسئولیت جان محمدجوادتندگویان وهمراهان فداکارش را برعهده دولت بغداد می داند ورژیم بغداد موظف است وزیرنفت ایران رافوراً آزادکند.مراجع ذی صلاح بین المللی ازجمله صلیب سرخ جهانی با مراجعه به فیلمهای تبلیغاتی بغداد بخوبی می توانند به پوچی این ادعا ی جدید بغداد پی ببرند...»
با توجه به شواهد ذکر شده درآن دوره کاملاًمشخص می شود که دسیسه وتبانی کشورهای غربی ودولت بعث عراق برای تحت فشارقراردادن ایران برای آزادی گروگانهای جاسوس آمریکایی است که وزیرنفت ایران ربوه شده است.به طوریکه محسن سادات معاون تندگویان دربازگشت ازکنفرانس بالی که ازطرف سازمان جهانی اوپک دراندونزی برگزارشده بود،درتاریخ 30/8/59دراین مورد می گوید«:...بیش از60%وقت این کنفرانس به وضع برادر تندگویان اختصاص پیداکردکه باسخنرانی وافشاگری هیات ایرانی بسیاری از اعضای شرکت کننده کنفرانس ازوضع برادرتندگویان ابراز تاسف کردندوعکس وزیرنفت جمهوری اسلامی ایران درطول زمان کنفرانس روی صندلی خالی وی گذاشته شده بود.ما می خواستیم حقانیت ایران را علی رغم دروغهای عراق درمورد برادرتندگویان که گفته بودند وی رابا لباس ارتشی دستگیرکرده اند به دنیا ثابت کنیم که خوشبختانه همینطور هم شد وروزنامه های دنیا عکس وزیر نفت ایران را روی صندلی خالی وی به چاپ رساندند.کشورهای مرتجع وطرفدار عراق از موضوع ربوده شدن وزیرنفت ایران می خواستند استفاده کنند تا ایران دراین کنفرانس شرکت نکند وایران هم با شرکت خود درآن تمام نقشه هایشان را نقش برآب کرد....»
باتمام تلاشهایی که دولت ایران برای آزادی شهید محمد جوادتندگویان طی ده سال انجام داد،رژیم بعث عراق با بدترین شکنجه ها وی را به شهادت رساند وپیکرپاکش درچهاردهم آذر1370 به میهنش،ایران اسلامی بازگردانده شد.
مقدمه :
خداوند سبحان در آيه دوم سوره عنكبوت ميفرمايند آيا مردم پنداشته اند كه چون بگويند : ايمان آورديم رها شوند و ديگر آزمايش نشوند آري دنيا معرض آزمون الهي است انسانها در مدت معيني در اين آزمون شركت مي كنند جمعي مورد پذيرش قرار مي گيرند و عده زيادتري نيز مردود مي شوند آناني كه با تلاش خستگي ناپذير و كار مداوم خود را براي شركت در آزمون الهي آماده مي كنند پذيرفته شدگان و برندگان آزمون خواهند بود. شرائط آزمون در هر مكان و زمان متفاوت ولي عاشورا و كربلا حقيقتي است كه در طول زمان تكرار مي شود كه همه مكانها كربلا و همه روزها عاشورا است و آناني كه نتوانند آمادگي لازم را براي شركت در آزمون الهي پيدا كنند در زمره مردودين خواهند بود.
قبل از انقلاب اسلامي ايران افرادي حركت امام خميني (ره ) را حركتي كور ميدانستند و معتقد بودند كه حركت امام موجب كشته شدن مردم مي شود و امام را در قبال ريخته شدن خون آنان مسئول ميدانستند. عده اي نيز معتقد بودند كه در زمان غيبت نبايد هيچ حركتي در جهت تشكيل حكومت اسلامي صورت گيرد. همچنين اظهار مي كردند بايد بگذاريم دنيا پر از ظلم و جور شود تا قائم آل محمد « عجل الهم تعالي فرجه » ظهور كند و دنيا را پر از عدل و داد نمايد.
بعد از رحلت آيت الله العظمي بروجردي « ره » امام خميني « ره » به تنهائي پرچم مبارزه را عليه رژيم پهلوي برافراشت و به حمايت از ايشان در پانزدهم خرداد سال هزار وسيصد و چهل و دو مردم پاك سرشت و تربيت شده محافل و مجالس سوگواري اباعبدالله الحسين (ع ) در تهران قم ورامين و ساير شهرهاي كشور به پا خاستند و سنگفرش خيابانها را با ريختن خون پاك خود از آلودگي هاي زمان طاغوت پاك كردند. ولي روحانيوني كه در آن زمان از حركت و نهضت پيامبرگونه امام پشتيباني كردند و تا آخر به حمايت خود ادامه دادند اندك بودند.
از جمله روحانيوني كه به نداي حضرت امام از ابتداي نهضت در سال 41 تا لحظه رحلت در سال 67 لبيك گفت آيت الله جمي « ره » بود. كسي كه سنبل مقاومت و الگوي بسيجيان و رزمندگان و ملجا آنان در منطقه جنگي آبادان بود.
آيت الله جمي « ره » در حقيقت كار مبارزه با رژيم شاه را از اواخر دهه بيست يعني قبل از ملي شدن صنعت نفت آغاز كرد و با قيام حضرت امام « ره » ادامه داد و با اوج گيري مبارزات ملت شريف ايران به رهبري امام به ويژه در زمان برقراري حكومت نظامي در سال هزار و سيصد وپنجاه وهفت توسط تيمسار اسفندياري معدوم فرمانده حكومت نظامي آبادان بازداشت و تحت شكنجه هاي جسمي و روحي قرار گرفت و بدستور آن مرد شقي محاسن ايشان تراشيده شد.
پس از پيروزي انقلاب آيت الله جمي « ره » كليه امور را در آبادان مديريت كرد و از طرف حضرت امام « ره » به عنوان اوليه امام جمعه آبادان منصوب گرديد. آيت الله جمي « ره » همچنين با بيشترين راي در اولين دوره مجلس خبرگان رهبري توسط مردم خونگرم و فداكار خوزستان انتخاب شد.
با شروع جنگ تحميلي فصل جديدي در صفحه زندگي آيت الله جمي « ره » رقم خورد. ايشان با سركشي به مساجد كه محل استقرار نيروهاي مردمي و همچنين به مقرهاي سپاهي و ارتشي به مردم و نيروهاي مسلح دلگرمي مي داد. علاوه بر اين آيت الله جمي « ره » در نتيجه حضور در جبهه ها و ملاقات با رزمندگان اطلاعات لازم را كسب كرده و به حضرت امام « ره » و ساير مسئولان منتقل مي كرد.
در سيزدهم آبان 1359 پس از فراز ونشيب هاي فراوان كه در 44 روز اول جنگ رخ داد شهيد عبدالرسول جمي برادر آيت الله جمي « ره » كه رانندگي او را نيز برعهده داشت در حاليكه بيرون فرمانداري در انتهاي خيابان يك احمدآباد منتظر ايشان بودند تا جهت سركشي به جاي ديگر بروند مورد اصابت تركش خمپاره دشمن قرار گرفت . و به شهادت رسيد و دو روز بعد اينجانب به اتفاق آقاي غلامرضا محمد جعفري شهردار وقت آبادان آقاي مهدي جمي فرزند حاج آقا و آقاي خوردل يكي از نزديكان حاج آقا جنازه وي را از سردخانه تحويل گرفته در عقب وانت باري قرار داديم و به اتفاق آيت الله جمي « ره » به بهشت رضاي آبادان برديم . در طول مسير آتش تهيه دشمن به اطراف جاده اي كه روبروي « مخازن فرآورده هاي نفتي پالايشگاه آبادان » قرار داشت مي ريخت و لحظه لحظه مخازن نفت را شعله ورتر مي سازخت و حتي بهشت رضاي آبادان نيز در آن ساعت از روز زير آتش تهيه بعثي ها بود. جنازه قطعه قطعه شده شهيد عبدالرسول جمي را كه دو روز پيش در سردخانه قرار داده بودند و يخ زده بود وقتي از وانت بار به روي زمين منتقل كرديم به علت گرمي هوا ذوب شد و خون زلالي از جسد جريان پيدا كرد و سطح زمين را رنگين نمود. لذا رسول را پس از انجام مراسم حنوط به جاي غسل و با همان لباس هاي خون آلود پاره شده به جاي كفن دفن كرديم . مشاهده بدن پاره پاره شده و سر تراشيده رسول كه ساعتي قبل از شهادت او در اداره راديو نفت آبادان تراشيده بود. تاثر شديدي را در من به وجود آورد. ولي استواري توام با روحيه بالاي آيت الله جمي سكينه و آرامش خاصي به بنده بخشيد. نماز ميت را بر جنازه خوانديم سپس او را دفن كرديم .
رسول رفت ولي حاج آقا جمي هشت سال در كنار رزمندگان ماند و آنها را تنها نه گذاشت و يار آنان در ايام سخت و پرفراز و نشيب جنگ بود. روزهاي جمعه در هر شرائطي نماز جمعه را برپا مي كرد و بسيجيان و رزمندگان از هر نقطه جبهه به نمازجمعه آبادان رومي آوردند و روحيه و انرژي مي گرفتند و به سخنان ارزشمند مراد و مقتداي خود گوش ميدادند و با كوله باري از اميد به سنگرهايشان بازمي گشتند. صدا وسيما از شبكه هاي سراسري نيز به طور استثنائي همه هفته بعداز نمازجمعه تهران اخبار نمازجمعه آبادان را به سمع و نظر ملت شريف ايران مي رساند و حضرت امام « ره » را شاد و مردم را اميدوار مي كرد.
پس از پايان جنگ عليرغم سفارش حضرت امام كه فرمودند « امر بازسازي را جدي بگيريد و اهميت بازسازي از دوران جنگ كمتر نيست » متاسفانه مورد توجه قرار نگرفت و به علت سو جريان مديريت در امر بازسازي و مراجعه مردم به عنوان شاكي نزد ايشان لطمات جسمي و روحي به وي وارد آورد به طوري كه اين امر يكي از عوامل بروز بيماري قلبي و عروقي و ابتلا به ديابت در ايشان گرديد . با تشديد بيماري ها بارها در بستر قرار گرفت و بالاخره در شامگاه مورخ 1387 10 7 به علت ايست قلبي دارفاني را وداع گفت . با توجه به انس و دوستي چهل ساله ام با آيت الله جمي « ره » و همچنين با عنايت به اينكه شاهد ايام تلخ بستري شدن معظم له در آي .سي .يو بيمارستان شركت نفت و لحظات سنگين جان دادن سوگواري و تشييع جنازه در آبادان خرمشهر و شلمچه بودم و بنابر تصميم دوستان جنازه آن فقيد سعيد را تا وادي السلام نجف اشرف و خاكسپاري وي همراهي كردم . لذا بر آن شدم مشاهداتم را به اختصار به رشته تحرير درآورم آنچه در پي خواهد آمد در حقيقت ره آورد سير و سفر معنوي در گذر ايام مي باشد.
ايرج صفاتي
87 12 28
2 ـ آشنائي با آيت الله جمي « ره »
در تابستان سال 1328 پس از اتمام كلاس دوم ابتدائي با مسجد نو آبادان آشنا شدم مرحوم آيت الله قائمي « ره » نماز را در اين مسجد اقامه مي كرد . در آن سال ها مكبر نماز جماعت مسجد نو بودم زماني كه كلاس چهارم ابتدائي را در خردادماه سال 1330 به پايان رساندم چند ماهي از خلع يد شركت نفت انگليس و ايران مي گذشت . تابستان آن سال مصادف بود با ماه مبارك رمضان . طبق معمول سنواتي در ماههاي محرم صفر و رمضان روحانيون سرشناس به آبادان دعوت مي شدند. در آن سال حجت الاسلام والمسلمين فيروزيان داماد شيخ عباسعلي اسلامي موسس جامعه تبليغات اسلامي به آبادان دعوت شد تا در طول ماه رمضان در مسجد نو به منبر رود. اينجانب در اين مراسم معمولا شركت مي كردم . مسجد نو پايگاه فدائيان اسلام بود.
احزاب و گروههاي سياسي متعددي در آبادان فعاليت مي كردند. از جمله حزب توده حزب ايران حزب پان ايرانيست حزب زحمتكشان حزب سومكا و تعداد ديگري از احزاب و جمعيت هاي سياسي كه اسامي آنها را بخاطر ندارم . آقاي فيروزيان از اول ماه مبارك رمضان درباره زندگي زنبور عسل و ملكه آن صحبت مي كرد. سخنراني ايشان سياسي بود و به طريقي آنرا به اوضاع آن زمان ربط مي داد. كم كم صحبت ايشان داغ شد و با توجه به فضاي سياسي موجود مستمعين وي افزايش يافتند. شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان فرارسيد. ايام تابستان بود لذا جلسات در حياط مسجد تشكيل و مملو از جمعيت مي شد. جمعيت زيادي نيز در خيابانهاي اطراف مسجد متشكل از توده ايها و ملي گراها جمع شده بودند. صحبت هاي آقاي فيروزيان به مذاق آنها خوش نيامد و بنابراين به طرف مسجد هجوم آوردند. در اين هنگام درهاي مسجد از داخل بسته شد. و مهاجمين شروع به پرتاب سنگ به داخل مسجد كردند. در نتيجه تعدادي در داخل مسجد مصدوم و مجروح شدند. و آقاي فيروزيان سخنراني خود را متوقف و خاتمه داد. وي به همراه جمعي از مومنين به مدرسه علميه آقاي قائمي « ره » رفت و از پشت بام مدرسه با متدينيني كه در بيرون مدرسه جمع شده بودند صحبت كرد و در پايان جمعيت متفرق شد.
از شب بيست و دوم به دستور آقاي قائمي « ره » آقاي جمي « ره » به جاي آقاي فيروزيان تا شب آخر ماه مبارك رمضان سخنراني را ادامه دادند. آشنائي بنده با آقاي جمي از آن زمان آغاز شد و لذا مناسبت هائي كه پيش مي آمد به ديدارش مي رفتم و از مجالست با وي خوشحال و بهره مند مي شدم .
3 ـ آيت الله جمي « ره » يار همراه امام خميني « ره »
آيت الله جمي « ره » به لحاظ فصاحت و بلاغت در منطقه خوزستان يگانه بود. ايشان بعد از تبعيد حضرت امام به تركيه و نجف در جلسات هفتگي روحانيت آبادان سخنرانيهاي داغ و آتشيني ايراد مي كرد كه در خوزستان كم نظير بود.
آيت الله جمي « ره » در سال 1351 به علت ابتلا به تومور مغزي در شهرستان شيراز تحت عمل جراحي قرار گرفت و در نتيجه انجام اين عمل سنگين سمت راست چهره وي تحت تاثير واقع شده و چشم و لب ها و بيني او به طرف راست متمايل گرديد.
با وجود نقاهت جسمي ناشي از عمل جراحي مغز در سال 1357 آيت الله جمي « ره » سهم وافري در مبارزه با رژيم شاه ايفا كرد و از طرف حكومت نظامي آبادان بازداشت و مورد ضرب و شتم واقع شد.
آيت الله جمي « ره » بعد از انقلاب با حكم حضرت امام « ره » به عنوان نماينده و امام جمعه شهر آبادان منصوب شد و در طول هشت سال دفاع مقدس با حضور مستمر در جبهه هاي جنوب يكي از عوامل پايداري و مقاومت در شهر آبادان بود.
4 ـ آشكار شدن متن وصيت نامه آيت الله جمي « ره »
قلب جمي « ره » مالامال از حب علي (ع ) بود و به مولايش شديدا عشق مي ورزيد. زماني كه وصيت نامه سر به مهر آيت الله جمي « ره » باز شد. راز اين عشق فاش گرديد و همگان را در بهت و حيرت فروبرد. مولايش او را مورد پذيرش قرار داده و گزيري جز بردن او به نجف نبود و خانواده و دوستانش تسليم درخواست او شده و تمهيدات مهاجر دائمي جسد پاك او توسط بستگان و دوستدارانش به سرزميني كه صالحان و پاكان در آنجا آرميده اند فراهم آمد.
5 ـ تشديد بيماري و عروج ملكوتي آيت الله جمي « ره »
وضعيت جسمي آيت الله جمي در ماههاي پاياني عمر دگرگون شد آرامش خاصي در چهره او مشاهده مي گرديد و سكوت معناداري بر او حاكم بود. بيشتر به قرائت قرآن مي پرداخت و به وقايع پيرامونيش توجهي نداشت . سرانجام در سي ام آذر اولين سكته مغزي بر وي عارض شده بلافاصله به بيمارستان شركت نفت منتقل و در بخش آي .سي .يو بستري گرديد ولي هوشياري خود را از دست نداد و اندكي نيز توان تكلم داشت . بعد از سكته دوم در روز دوشنبه مورخ 1387 10 2 تقريبا به حالت اغما فرورفت اما با تلاش پزشكان علائم حياتي وي برقرار شد. لازم به ذكر است در مدتي كه آيت الله جمي « ره » در بيمارستان بستري بود دوستان و بستگان ايشان در بيرون آي .سي .يو تجمع كرده و در نگراني به سر مي بردند.
در ساعت هشت و نيم شامگاه روز شنبه مورخ 1387 10 7 وضعيت وي از طرف پزشكان معالج وخيم اعلام گرديد . امام جمعه محترم آبادان حجت الاسلام والمسلمين دهدشتي از حاضرين درخواست كرد جهت طلب شفاي حاج آقا به مسجد بيمارستان بروند و براي شفاي حال آيت لله جمي « ره » دعاي توسل بخوانند. در امتثال به دستور امام جمعه همگي به مسجد بيمارستان رفتيم و ضمن دعا و نيايش به درگاه الهي سوره واقعه توسط آقاي سيدرضا طباطبائي قرائت گرديد. حدودا ساعت هشت وپنجاه و پنج دقيقه بلندگوي مسجد بيمارستان اعلام كرد آيت الله جمي به ملكوت اعلي پيوست . ماتم جانكاهي همه حاضران را فراگرفت و از شدت تاثر صداي گريه بلند شد. جمعيت مقابل درب بسته آي .سي .يو تجمع كردند اما پرستاران از در ديگر جنازه را به سردخانه منتقل كردند.
با اعلام خبر درگذشت آيت الله جمي « ره » مراسم عزاداري آن عالم رباني در حسينيه ثارالله آغاز شد و روزها ادامه پيدا كرد.
6 ـ مراسم تغسيل و تكفين

شب دوشنبه حدود ده نفر از دوستان و نزديكان آيت الله جمي « ره » جسد مطهر او را به بهشت رضاي آبادان جهت انجام مراسم تغسيل و تكفين منتقل كردند. هنگام اجراي مراسم تغسيل چهره « اسوه اخلاص و تقوي » نوراني تر از زمان حيات گرديده بود و طرف راست چهره وي كه بر اثر عمل جراحي در سال 1351 مقداري كج شده بود به وضع عادي برگشته بود . بعد از انجام مراسم مزبور اقامه نماز ميت توسط حجت الاسلام والمسلمين سيدعلي دهدشتي امام جمعه محترم آبادان انجام شد. آيت الله جمي « ره » برخلاف معمول گذشته كه صبح هاي جمعه به ديدار شهدا از جمله برادرش مي رفت اين بار آن عالم رباني را كه پاي رفتن نداشت به ديدار شهدا بردند. وداع آخر او با برادر شهيدش كه مصادف با ايام سوگواري سالار شهيدان بود توام با روضه خواني فضاي غم انگيزي را بر سر مزار شهيد رسول جمي به وجود آورد.
7 ـ تشييع جنازه در آبادان و خرمشهر
صبح روز سه شنبه مورخه 87 10 10 به اتفاق حاج ابراهيم جمي به استقبال شخصيت هائي كه جهت شركت در مراسم تشييع از تهران به آبادان مي آمدند رفتيم . هواپيما حدود ساعت هشت صبح به زمين نشست آيت الله موسوي جزايري نماينده ولي فقيه در استان خوزستان و امام جمعه اهواز حجت الاسلام والمسلمين سيدرضا تقوي رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه كشور دكترمحسن رضائي سخنگو و دبير شوراي مجمع تشخيص مصلحت نظام و مهندس نوذري وزير نفت از هواپيما پياده شدند و مورد استقبال مقامات استان و شهرستان آبادان قرار گرفتند.
سپس عازم مصلاي شهر آبادان شديم . حضور پرشور مردم در مصلي و خيابانهاي اطراف بي سابقه بود. اهالي آبادان و حتي مهاجرين جنگ تحميلي از شهرهاي ديگر براي وداع با امام جمعه شهرشان در دوران دفاع مقدس آمده بودند تا خدمات پير بسيجي را پاس دارند و روزي به يادماندني را به ثبت رسانند.
شخصيت هاي حاضر در مراسم از جمله حجت الاسلام والمسلمين آقاي دهدشتي حجت الاسلام والمسلمين تقوي آيت الله موسوي جزايري امام جمعه اروندكنار دكترمحسن رضائي سخنان مبسوطي ايراد كردند. همچنين پيام هائي به مناسبت درگذشت آيت الله جمي « ره » از جمله پيام رهبر معظم انقلاب آيت الله العظمي خامنه اي ادام الله ظله پيام آيت الله هاشمي رفسنجاني پيام آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي پيام دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اسلامي ايران پيام دكترلاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي پيام حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق پيام حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي رئيس اسبق مجلس شوراي اسلامي پيام دكتر محسن رضائي دبير شوراي مجمع تشخيص مصلحت نظام پيام سردار سرتيپ جعفري فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران پيام آقاي ميرحسين موسوي نخست وزير جمهوري اسلامي ايران در دوران دفاع مقدس و پيام هاي افراد ديگري از شخصيت ها قرائت گرديد. در آخر نماز ميت به امامت آيت الله موسوي جزايري با شركت عده كثيري از مردم انجام و بلافاصله تشييع باشكوه جنازه با خروش خيل عظيم مردم آغاز گرديد. جمعيت خيابانهاي يك احمدآباد باشگاه آبادان كارگر تا ميدان كلانتري را طي كردند. در پايان جنازه به يك آمبولانس منتقل شد و در حاليكه تعدادي اتوبوس حامل عده اي از مردم پشت آمبولانس قرار داشتند همگي به طرف خرمشهر به حركت درآمدند.
در ميدان مقاومت خرمشهر جنازه مورد استقبال جمعيت كثيري از مردم خرمشهر و امام جمعه اين شهر حجت الاسلام والمسلمين نوري قرار گرفت . تابوت حامل جنازه از آمبولانس بيرون آورده شد و تا ابتدا جاده شلمچه توسط مردم خرمشهر تشييع گرديد و مجددا به داخل آمبولانس برده شد و آمبولانس به سوي مرز شلمچه حركت كرد. در مرز پس از انجام تشريفات قانوني روانه شلمچه عراق شديم .
8 ـ استقبال عشاير بصره در شلمچه عراق و حركت به سمت نجف اشرف
به فاصله كمي پس از گذشتن از شلمچه عراق مورد استقبال حدود پنجاه نفر از شيوخ و عشاير صرخه بصره قرار گرفتيم . يكي از شيوخ استقبال كننده بنام ابوعون كه در طول سفر به عتبات عاليات ما را همراهي و مساعدت كرد اظهار داشت اكثر مستقبلين به علت تاخير زياد ورود جنازه مجبور به مراجعت شدند. بعد از انجام مراسم استقبال با اسكورت پليس كه تا اتوبان بصره ـ بغداد ما را همراهي كردند به سمت بصره حركت كرديم . در مسير شلمچه به طرف بصره به شهر تنومه رسيديم . در تنومه مقابل حسينيه اي جهت اداي فريضه نماز ظهر و عصر متوقف شديم .
در اين مكان حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ علي بدري كه نتوانسته بود به موقع در شلمچه حضور پيدا كند به ما ملحق شد.
اشخاصي به نام هاي 1 ـ عبدالحميد جمي 2 ـ ايرج صفاتي 3 ـ غلامرضا محمد جعفري 4 ـ علي صيادي 5 ـ شيخ علي طرفي 6 ـ شيخ علي بدري 7 ـ سيدحسين موسوي اصل 8 ـ سيدحمزه موسوي 9 ـ حميد طالبي فرد (گزارشگر صدا وسيماي مركز آبادان ) 10 ـ بهنام هرمزي (فيلم بردار صدا وسيماي مركز آبادان ) 11 ـ ابوعون (از شيوخ بصره كه در شلمچه عراق به ما پيوست ) 12 ـ پسر ابوعون جنازه را تا وادي السلام نجف همراهي كردند.
پس از اداي نماز ظهر و عصر در حسينيه تنومه از طريق پل موقتي كه بر روي شط العرب نصب شده بود وارد شهر بصره شديم و جهت صرف نهار حدود ساعت چهار و پانزده دقيقه بعدازظهر به رستوراني در بصره رفتيم . سپس از طريق اتوبان بصره ـ بغداد به سمت نجف اشرف حركت كرديم . كم كم هوا رو به تاريكي نهاد لذا در بين راه در مسجد امام جعفرالصادق (ع ) نماز مغرب و عشا را بجا آورديم پس از آن به مسير ادامه داديم . حدود ساعت ده شب تلفن همراه ابوعون به صدا درآمد. به او اطلاع دادند كه وزير كشور عراق از تاخير جنازه وهمراهان نگران شده است .
سرانجام حدود ساعت يازده شب به شهر نجف رسيديم . در مبادي شهر نجف همراه با اسكورت پليس به پزشكي قانوني رفتيم . تابوت لاك و مهر شده را با پيشنهاد يكي از همراهان روي زمين قرار داديم و زماني كه سيستم خنك كننده سالن را روشن كردند پزشك قانوني را ترك گفتيم . هوا فوق العاده سرد بود. در هتل تعيين شده به نام هتل المنا حدود سه كيلومتري حرم رحل اقامت برگزيدم و با آقاي علي صيادي هم اتاق شديم .
حدود ساعت چهار و نيم صبح درب اتاق ما به اشتباه توسط فردي از يك كاروان كه در هتل اقامت داشت زده شد. بيدار شديم توفيق اجباري نصيب ما شده بود. از طبقه چهارم به طبقه همكف آمديم افراد كاروان با يك دستگاه اتوبوس عازم حرم بودند. ما نيز با كاروان به حرم رفتيم . نماز صبح را با جماعت در حياط مرقد مطهر علي عليه السلام به جا آورديم . بعد از نماز طبق معمول شروع به خواندن تعقيبات نماز صبح كردم قدري طول كشيد هوا نيز خيلي سرد بود به قول معروف سرماي نجف به استخوان مي زد. مورد انتقاد آقاي صيادي قرار گرفتم زيرا وي عجله داشت كه زيارت كرده به هتل برگرديم تا بتوانيم به موقع جهت انجام مراسم دفن حضور داشته باشيم . تعقيبات را ادامه دادم و ايشان جهت انجام زيارت به حرم رفت . بنده نيز پس از اتمام تعقيبات به حرم رفتم زيارت امام علي (ع ) تا ساعت شش و نيم صبح به درازا كشيد. در اين موقع از حرم بيرون آمدم . آقاي صيادي را نيافتم . لذا به هتل مراجعت كردم ولي آقاي صيادي در هتل نبود. بالاخره پس از طواف دادن جنازه ايشان مقابل ايوان طلا به ما ملحق گرديد.
9 ـ تشييع جنازه در نجف اشرف و خاكسپاري در وادي السلام
ساعت حدود هفت و نيم صبح روز چهارشنبه يازدهم ديماه جهت انجام مراسم خاكسپاري آيت الله جمي « ره » از هتل محل اقامت دسته جمعي به طرف سردخانه رفتيم . تابوت را از سردخانه تحويل گرفته تا حسينيه بني فاطمه تشييع كرديم . در حسينيه با استقبال گرم و پرشور عده اي از اهالي نجف و حجت الاسلام والمسلمين سيدحيدر حكيم حجت الاسلام والمسلمين سيدصادق حكيم « فرزندان شهيد آيت الله سيدمحمدباقر حكيم » حجت الاسلام والمسلمين جواهري نماينده آيت الله العظمي سيستاني و مسئول موسسه اهل البيت و حجت الاسلام والمسلمين قپانچي امام جمعه نجف و عده اي از طلاب نجف اشرف مواجه شديم . آقاي كاظمي قمي سفير محترم جمهوري اسلامي ايران در بغداد بهمراه چند نفر ديگر از جمله آقاي خداوردي سركنسول جمهوري اسلامي ايران در كربلا در حسينيه بني فاطمه به ما پيوستند. ابتدا سوره ملك توسط يكي از طلاب حوزه قرائت گرديد. متعاقبا نماز ميت توسط حجت الاسلام والمسلمين قپانچي اقامه شد. پس از قرائت فاتحه توسط حاضرين تابوت حامل جنازه تا حرم اميرمومنان علي عليه السلام تشييع و دور ضريح طواف داده شد. بلافاصله تابوت از محوطه داخل به بيرون منتقل و در حياط مقابل ايوان طلا قرار گرفت و پس از قرائت زيارت نامه و روضه خواني تشييع جنازه از حرم آغاز گرديد. بعد از پشت سر گذاشتن بازار نجف به محل استقرار ماشين ها رسيديم . تابوت را روي يك وانت بار قرار داديم و به طرف وادي السلام حركت كرديم و از در غربي وادي السلام پس از پيمودن حدود ده كيلومتر و عبور از جاده اي پرپيچ وخم مقابل قطعه زميني هزار متري متوقف شديم و تابوت را در كنار قبري كه از قبل آماده شده بود قرار داديم . با نظارت نماينده دولت عراق لاك و مهر تابوت باز شد و جنازه براي انتقال به درون قبر از تابوت بيرون آورده شد. گودالي مستطيل شكل با ابعاد حدود پنجاه در هشتاد و به عمق دويست سانتي متر حفر شده بود. در يكي از سطوح جانبي گودال همتراز كف آن واقع در سمت قبله حفره اي به طول متوفي حفر گرديده بود بطوري كه جنازه به راحتي در آن جاي مي گرفت . يكي از گوركنان داخل حفره دراز كشيد و آنرا مورد آزمايش قرار داد. گوركن ديگر در گودال دومتري ايستاده و مترصد بود جنازه را تحويل گرفته و به درون حفره منتقل كند. او به كمك اشخاصي كه بالاي قبر بودند جنازه را تحويل گرفت و از سمت پا با سرعت به داخل حفره منتقل كرد.
حجت الاسلام والمسلمين شيخ علي بدري از بالاي قبر شروع به خواندن دعاي تلقين ميت كرد سپس حفره جانبي با خشت و گل توسط گوركنان مسدود شد و بلافاصله قبر با خاكي كه در اطراف آن ريخته شده بود پر شد.
پس از انجام مراسم خاكسپاري آقاي كاظمي قمي سفير محترم جمهوري اسلامي ايران در عراق سخنان مبسوطي ايراد كردند و از خدمات آيت الله جمي « ره » در دوران انقلاب و جنگ تحميلي تجليل به عمل آوردند و در پايان اظهار داشت : « .. در وادي السلام نجف اشرف در جائيكه انبيا و اوليا و شهدا حضور دارند در جوار مرقد مطهر و ملكوتي حضرت اميرالمومنين علي ابن ابيطالب و در ايام محرم حسيني عزيزي را به خاك مي سپاريم كه عالم رباني مجاهد نستوه حامي مستضعفان ياور رهبري و امام امت و شمع فروزان دوران دفاع مقدس بود از حضور عزيزاني كه از راه دور و نزديك آمدند چه از ايران و چه از داخل عراق و نجف اشرف و چه علمائي كه قدم رنجه فرمودند و آمدند تشكر ميكنم و همه را به خداي بزرگ مي سپارم . » سپس حجت الاسلام والمسلمين شيخ علي طرفي يكي از همراهان بيانات كوتاهي به زبان عربي كه قسمتي از آن به اين مضمون ميباشد ايراد كردند : « در اين مكان پرچمي برق مي زند و ستاره اي از ستارگان سرزمين اسلاميمان مي درخشد و قهرماني از قهرمانان اين سرزمين كه آيت الله جمي « ره » هستند كسي كه رمز دفاع و جهاد در راه خدا بودند... » .
پس از پايان مراسم به شهر نجف برگشتيم و بنا بر دعوت قبلي به دفتر حجت الاسلام والمسلمين آقاي جواهري نماينده محترم آيت الله سيستاني و مسئول موسسه اهل البيت جهت صرف نهار رفتيم .
صبح روز پنجشنبه دوازدهم ديماه 1387 مصادف با چهارم محرم الحرام به منظور وداع با آيت الله جمي « ره » به وادي السلام نجف اشرف برگشتيم و بر سر مزار آن عزيز سفر كرده فاتحه خوانديم و با كوله باري از غم و غصه وادي ايمن نجف را ترك كرده و راهي ديار عشق و ايثار كربلاي معلي شديم .
10 ـ كلام آخر
آيت الله جمي « ره » عبد صالحي كه مطيع اوامر الهي و پيامبر برگزيده و اوصيا بر حق و اوليا بعد از او بود. رادمردي برخاسته از بوشهر و تبار دليران تنگستان كه بيش از نيم قرن در كسوت مقدس روحانيت در كنار مردم آبادان زندگي پاكيزه اي را گذراند و با ايثار و فداكاري خدمات ارزنده اي به اسلام مردم و انقلاب ارائه كرد و هرگز مقامات و زخارف دنيوي نتوانست وي را به انحراف كشاند. مردي مسلمان متدين و انقلابي كه با رژيم مستبد و وابسته شاه از زماني كه در كسوت روحانيت درآمد سازش نكرد و با پيروي از مراد و مقتداي خود امام خميني « ره » در دوران ستم شاهي با ظلم و بي عدالتي به مبارزه پرداخت . بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با حكم حضرت امام خميني « ره » به عنوان نماينده و امام جمعه شهرستان آبادان برگزيده شد. در دوران دفاع مقدس نيز در سنگر امامت جمعه آبادان انجام وظيفه كرد. پس از خاتمه جنگ و شروع كار بازسازي با تحمل شدائد و مصائب خاص آن ايام ابعاد ديگري از شخصيت والاي اين مرد فداكار و ايثارگر آشكار گرديد.
اين عالم رباني بيش از نيم قرن مورد احترام و تكريم مردم خوزستان به ويژه مردم آبادان قرار داشت .
آيت الله جمي « ره » قبل از انقلاب تا شروع جنگ تحميلي هيچگاه از محل دريافت وجوهات شرعي و يا كمك هاي مردمي زندگيش را اداره نكرد. ليكن مصارف خانواده اش را از طريق درآمد حاصل از دفتر ازدواج رسمي تامين مي كرد.
ايشان تابع محض اوامر و دستورات امام خميني « ره » و بعد از او مقام معظم رهبري آيت الله العظمي سيدعلي خامنه اي « ادام الله ظله » و بطور كلي در خدمت به اهداف انقلاب اسلامي بود. در پايان عمر از خود هيچگونه مال و منال و ارثيه اي باقي نگذاشت .
آيت الله جمي « ره » در طول زندگي پربارش عملا منادي وحدت بود و توانست اقشار مختلف از پيروجوان بازاري دانشگاهي و روشنفكر و بطور كلي سلايق گوناگون فكري را با رفتار پسنديده و كردار نيكو جذب كند و در صحنه نگهدارد.
اين مرد وارسته زندگي ساده و بي آلايشي داشت . و تا اوائل دهه پنجاه در خانه اي محقر و نمور در احمدآباد زندگي مي كرد. اين منزل نزديك مسجدي واقع در خيابان دو فرعي احمدآباد مشهور به مسجد دشتستانيها (الهادي ) بود و آيت الله جمي « ره » در آن مسجد به عنوان امام جماعت اقامه نماز ميكرد. بيشترين تحركات عليه رژيم شاه توسط جواناني كه در دوران انقلاب به اين مسجد آمد ورفت داشتند انجام مي شد.
آيت الله جمي « ره » مرد تقوي و ورع شجاعت ايثار و فداكاري جود وسخا كرامت نظم و حكمت از اين دنياي فاني رخت بربست و به ديار باقي شتافت و با وصيت نامه شگفت انگيز و حكيمانه اش در وادي ايمن نجف اشرف و دور از دسترس ياران رحل اقامت برگزيد و لذا مردم آبادان و رزمندگان گوهري گرانبها را از دست دادند. ليكن تا آبادان و آباداني و رزمنده و ايثارگر و نام شهيدي از دوران دفاع مقدس زنده است نام آيت الله جمي « ره » خواهد درخشيد و راهش سيره و الگوي عملي متقين و مجاهدان و مبارزان راه حق خواهد بود. سلام بر او روزي كه زاده شد و روزي كه از اين دنيا رفت و روزي كه برانگيخته و زنده خواهد شد.
ايرج صفاتي
آيت الله جمي در طول زندگي پربارش عملا منادي وحدت بود و توانست اقشار مختلف از سلايق گوناگون فكري را جذب كند و در صحنه نگه دارد
آيت الله جمي مرد تقوا و ورع شجاعت ايثار و فداكاري جود وسخا كرامت و نظم و حكمت بود
آيت الله جمي 8 سال در كنار رزمندگان ماند و آنان را در دوران پرفراز و نشيب ياري كرد
آيت الله جمي ستاره اي از ستارگان درخشان اسلام و قهرماني از قهرمانان اين سرزمين بود. او رمز دفاع و جهاد در راه خدا بود
تهیه و مطالعه این اثر ماندگار به تمامی دوستداران و علاقه مندان ایشان توصیه میگردد
|
سیدجعفر فاطمینوشآبادی: زندگی امام جمعه فقيد آبادان كه در طول جنگ تحميلی هرگز شهر را ترك نكرد و دوش به دوش رزمندگان جنگيد، در مستندی 35 دقيقهای به نام «يك جزيره مرد» ساخته میشود. به گزارش خبرنگار روابط عمومی مركز گسترش سينمای مستند و تجربی، اين مركز به صورت مشاركتی با «عباس امينی» كارگردان اين فيلم آن را تهيه میكند. در اين مستند كه فيلمبرداری آن از اواخر فروردينماه امسال در آبادان آغاز میشود، تاريخ اين شهر نيز در سی سال اخير بررسی خواهد شد. فيلمبرداری اين فيلم در آبادان، شيراز، تهران، كربلا و نجف انجام خواهد شد. آيتالله غلامحسين جمی، امام جمعه شهر آبادان در دوران دفاع مقدس بود كه با وجود بمباران شديد شهر توسط نيروهای بعثی هيچگاه تحمل دوری از شهر خود را نداشت و همواره همپای رزمندگان اسلام به دفاع از شهرش در مقابل نيروهای متجاوز ادامه داد. وی در سال 1304 در روستای اهرم مركز تنگستان از توابع بوشهر در يك خانواده فقير و مذهبی چشم به جهان گشود. به خاطر عشق و علاقهای كه پدرش به امور مذهبی و روحانيت داشت با همفكری دو تن از روحانيون شهر نجف به نامهای حاج شيخ «محمدعلی ماحوزی» و حاج شيخ «علی ماحوزی» كه از شاگردهای خوب مرحوم «آقا ضياء عراقی»، مرحوم آيتالله «سيد ابوالحسن اصفهانی»، مرحوم «محمدكاظم شيرازی» و مرحوم «اصطهباناتی» به شمار می رفتند كه در اهرم سكونت میكردند، علاقهاش به رفتن به حوزه بيشتر شد. اين روحانی مبارز، دیماه سال گذشته بر اثر عارضه مغزی و ريوی در سن 83 سالگی به ديدار خالقش شتافت. |
بمناسبت اولین سالگرد ارتحال ایت الله جمی یاران و علاقه مندان ایشان مجلس انسی صبح روز جمعه بیست و هفتم اذر ماه در مسجد حضرت ولیعصر .عج .
واقع در خیابا خالد اسلانبولی جنب پار ساعی برگزار می نمایند
یک سال پس از عروج ان فقید سعید یاران همراهان و علاقه مندانش گرد هم خواهند امد تا یاداور ان سالیای محنت عشق و خون را زنده کنند و بر ادامه راهش عهدی دوباره بندند
مکان :ابادان .حسینیه ثارالله
زمان :پنج شنبه 3/10/88 مصادف با هفتم محرم الحرام ساعت 3/9صبح



